![]() |
![]() |
|
| عمومي |
|
حالم ازت به هم میخوره. حالم از اسمت هم به هم می خوره. اسمی که حیفه رو تو باشه. اسمی که منو یاد تیم محبوبم میندازه و فامیلی که کاش هر چیزی بود الا نجفی. کاش لا اقل اسمتو بذاری لاشخور انگلیسی، نه ش ا ه ی ن ن ج ف ی. عارم اومد ترانه هاتو گوش بدم ولی وقتی متنشو تو اینترنت خوندم تمام تنمو لرزوندی. تمام عقائدمو، تمام پشتوانه اعتقادیمو به سُخره گرفتی.
امام علی نقی(ع) که هر بار بهش بی احترامی کردی اشک منو جاری کردی، خیلی آقا بوده که تا حالا تن کثیفتو به درد بی درمون دچار نکرده. آخه این خونواده همشون اینجورین، حتی به سگ ول گرد هم آسیبی نمی رسونن. ملعون پست. رذل بی دین و ایمون. میمون دست انگلیس و آمریکا. خدا ازت نگذره. ---------------------------------------- پ.ن۱: خیلی دلم گرفته. پ.ن۲: کاش میتونستم کاری کنم که عصبانیتم فروکش کنه. أه برچسبها: نجفی, دلم گرفته |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 21:58 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
حسین قدیانی: سلام جناب پپ. روز وداع، هنگامی که چپ پای کوچولو، شادی گلش را در آغوش تو تقسیم کرد، باز هم بغض تو برای اشک تو و نگاه ما کلاس گذاشت تا حتی محرمان نیوکمپ گریه باشکوه تو را نبینند. در عرض یک هفته ۲ جام از دست دادی، اما فدای سر تیکی تاکا که در عرض ۴ سال، فوتبال را به خودش بدهکار کرد. چه زود باز شد زبان حسودانت. همه داشتند به تو فوتبال یاد می دادند. باران طعنه ها شروع شد؛ فوتبال فقط تملک ۸۰ درصدی توپ نیست، فقط پاسکاری نیست، فقط بازی زیبا نیست، فقط کوفت نیست، فقط زهرمار نیست. همه می دانستند فوتبال به نتیجه است، الا تو که ۴ سال، اندازه ۴۰ سال برای بارسا نتیجه درو کردی و جام گرفتی. مرتیکه های الاغ، زبان می ریزند برای ما. اما کاش لااقل چلسی را می بردی. انگلیسی ها کودتایی فوتبال بازی می کنند. کاش فرو نمی ریخت کاخ تیکی تاکا با کودتای چلسی. افسوس! چلسی زشت، زیبا دفاع کرد، بارسای زیبا، زشت حمله کرد! ببین کی واسه ما شاخ شده حالا! کاش… کاش… کاش مسی، مارادونا بود و با دست، داور را فریب می داد، اما اسیر کودتا نمی شد. کاش به جای آن همه توپی که به تیردروازه زد، گل می زد با اسافل اعضای بدنش! نه، با دستش، با پایش، با سرش… چه می دانم با کجایش؟! دیدی جناب پپ، مسی هنوز خیلی فاصله دارد با دیگو؟! تاپاله آرژانتینی، گره بازی های کور را باز می کرد، اما مسی خودش کلاف سر در گم می شود و دقیقا آن روزی بد بازی می کند، که باید خوب بازی کند. مسی تا طلایی شدن، فاصله ها دارد؛ گیرم یک سر و گردن از رونالدوی لپ قرمزی ننر دهاتی بالاشهری، بالاتر باشد. همین مانده که مردک لوس، بعد از گل زدن به بارسای محبوب، ما را دعوت به سکوت کند! می خواستم جر بدهم حنجره اش را. راستی پپ! فوتبال به تو مدیون است. عصر مربیان رایانه ای، کم کم داشت فراموش مان می کرد اصل فوتبال به چیست. کم کم داشت توپ ساکن می شد و بازیکن به جای توپ می دوید. بازیکن داشت گلادیاتور می شد که تیکی تاکا به عرصه آمد و به جای بازیکن، توپ را دواند. تیکی تاکا ثابت کرد هم می توان چشم نواز فوتبال بازی کرد، هم نتیجه گرفت و گل زد. تیکی تاکا نشان داد فوتبال چیزی فراتر از تخته وایت برد مربیان رایانه ای است. نمی دانم بارسا بدون تو، چه با میراث تیکی تاکا می کند، اما نیک می دانم ۳۰ سال دیگر، وقتی حالم از بازی چلسی آن زمان به هم بخورد، چند تا سی دی قدیمی دارم برای تماشا. فقط کاش تا آن زمان خش نگیرد! کاش تیکی تاکا نمیرد. بارسا بی تو، «بارسای بی تو» است و این درد کمی نیست. «تیتو» جانشین تو، اووووه… چه کار سختی دارد. ژاوی پا به سن گذاشته، تو رفته ای، مسی مارادونا نیست، اینی یستا زیادی فانتزی است، پویول مصدوم است، اما تیکی تاکا زنده است. برای این زندگی، حتی خاطره اش کافی است. باید مراقب سی دی هایم باشم. تا بخواهد با مارادونا مقایسه شود، پای چپ مسی خش گیر می خواهد! کوچولو! تو کی می خواهی بزرگ شوی و داور را فریب دهی و با دست، با دست خدا باز کنی دروازه نماینده انگلیس را؟! پپ! کوچولو در آغوش تو چقدر بزرگ به نظر می رسید… و بغض تو چه کلاسی گذاشت برای چشم های بارانی نیوکمپ. پپ! هر کجا می خواهی پیپ ات را دود کنی، لطفا از دودش تیکی تاکا بکش. فقط یک خواهش؛ لطف می کنی اگر چلسی نروی. آبراموویچ بنا دارد تو را مفت بخرد! گران باش! رحم کن به سی دی خاطراتم آقای همیشه حاجی! که پول مو کاشتن داشتی، اما دل و دماغ شهری شدن، نه! دمت گرم ستاره محجوب، استاد پپ گوآردیولا… برچسبها: پپ گواردیولا, تیکی تاکا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 20:51 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 1:46 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 1:34 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
سلام
این شعر زیبا، اثریست روح بخش از استاد عزیزم سید محمدرضا هاشمی زاده. تقدیم به همه معلم های مهربانم از دبستان تا به امروز. علی الخصوص به مادرم اولین معلم زندگیم و حاج مصطفی پولادی معلم کلاس اولم. تا در کلاس درس وفـــــا پــا گذاشتیم -------------------------------- پ.ن۱: وبلاگ آقای سید محمدرضا هاشمی زاده در بخش پیوندها هست. سری بزنید برچسبها: معلم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 13:40 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
یکی از دیالوگ های به یاد موندنی:
چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟! من بی دفاعم، من شریف تربیت شدم، من شریف بزرگ شدم نه کسی منو می شناخت، نه کسی بنده رو می دید نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر ... همه سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین اداره بایگانی بود لای پرونده ها من ساده بودم من همه چیز رو باور می کردم من با هیچ کس مخالفت نمی کردم، سرم به کار خودم بود و شریف بودم من نمی خواستم به بانک برم، من نمی تونستم طبابت کنم، من نمی تونستم سرهنگ باشم، من نمی خواستم شعر بگم، من مقاومت کردم تا حد توانم، اما من توانم کم بود. بنده ضعیف بودم، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران و من به همه احترام می گذاشتم، من به همه احترام می گذاشتم، و من شروع کردم به بازی کردن و من شروع کردم به سرگرم شدن و بعضی وقت ها یادم رفت که کجام و همه این هایی که می گند مال من نیست، حق من نیست " و من اشتباهی ام" من از اولش هم اشتباهی بودم بله من یادم رفت که این ها مال من نیست و من اشتباهی ام، تقصیر من بود تقصیر دیگران هم بود اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم من از سهم کسی نزدم من فقط اشتباهی بودم خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم من فقط اشتباهی بودم چه دفاعی از خودم بکنم؟! من بی دفاعم حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم جناب قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم خدایا تو منو ببخش، من اشتباهی بودم! مهران مدیری / سکانس آخر مرد هزار چهره برچسبها: دیالوگ به یاد ماندنی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 12:0 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
السلام علیک یا فاطمه الزهراء
اون دوره ی عشق و وفا یادش بخیر اون روزگار باصفا یادش بخیر شب عروسی یادته،بابات می گفت پیر شی به پای مرتضی، یادش بخیر ----------------------- پ.ن۱: این شعر یه جوری بود برام. هم پر از احساس و هم دلتنگی و شکایت. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت 2:6 توسط عبدالحسين عبدي |
|
تولدم مبارک دیروز، یعنی بیست و ششم فروردین تولدم بود. تولد بیست و دو سالگی. این پستو یه روز دیرتر نوشتم ببینم کیا یادشونه. البته خیلیا پیام تبریک فرستادن، خیلیا هم نه. به هر حال تولدم مبارک.
----------------- پ.ن۱: خب دیگه آدمیه، بزرگ میشه. پ.ن۲: بر لب جوی نشین و ... برچسبها: تولد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 فروردین1391ساعت 12:0 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
گاهی وقت ها باید در جواب حماقت ها، سکوت کرد و گاهی باید لبخند زد. حماقت پاسخی ندارد. خدایا... --------------------- پ.ن۱: عیدتون مبارک پ.ن۲: هیچی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 فروردین1391ساعت 14:5 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
سلام
روز یکشنبه ۱۶اسفند ۸۸ اولین پست نای نی بود. اولین مطلب، و کاملا بی ربط به فضای کلی وبلاگ و همچنین مطلب دوم. تازه کار بودم و عاشق وبلاگ نویسی. پله پله کار رو شروع کردم و از اینکه نای نی رو رها نکردم کلی خوشحالم. نمیگم حالا بعد از گذشت دو سال به جائی رسیدم ولی همین که نای نی با دوسال از زندگی من همراه بود برام لذت بخشه. چه روزهایی رو که اومدم چیزی بنویسم و ننوشتم. و چه روزهایی که اومدم، نوشتم ولی هنوز که هنوزه ثبت موقت شده و نذاشتم برا نمایش در وبلاگ. حرف خاصی نداشم، فقط اومدم بگم نای نی تولد دو سالگیت مبارک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 11:22 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
سلام درسته هنوز نه به باره نه به داره و خبری از عید نیست. ولی کلا خوشحالم که عید نوروز رو پیش رو داریم. و از همین الان حسابی خودمو برا بهار آماده کردم. دیگه از زمستون خسته شدم. دلم گل و بلبل می خواد و نسیم بهاری. آخ چقد خوش بگذره تعطیلات عید. نرم نرمک میرسد اینک بهار خوش به حال روزگار...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 اسفند1390ساعت 12:6 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
سرو ته این قصه جدایی به کجا می رسد؟
همیشه یکی منتظر یکی دیگر است. همیشه یکی هست که به دیگری نمی رسد. تا به خودت نیایی، تنهایی. تنهای از آنکه باید باشی. وقتی که دنبال.... اصلا ولش کن. حرف های بی سر و ته در این دنیا تا دلت بخواهد مشتری دارد، ولی من از خیرش گذشتم. تا حرف هایم سر و ته پیدا کند خداحافظ. ----------------------------------------------------- پ.ن: چی دارم می گم؟ برچسبها: بی سر و ته |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 بهمن1390ساعت 12:19 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
سالروز آغاز امامت امام زمان مبارک.
آقا جان! هر چند این روزها دل خوش این هستم که سالروز آغاز امامتتان هست، ولی خوشیم را می گیرد وقتی به این فکر می کنم که بازغروب شد نیامدید... برچسبها: غروب شد نیامدی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 بهمن1390ساعت 21:5 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
ربیع در میان زمستان، جور دیگریست.
بهار زمستانیتان مبارک.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 بهمن1390ساعت 18:44 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
سلام.
وقتی هوای شهر نفس گیر می شود با روضه حسین(ع) نفسی تازه می کنم.
------------------------------------ پ.ن2:محرم و صفر که تموم بشه دلم براشون تنگ میشه. این ایام یه صفایی دیگه داره. پ.ن1: در مورد تصویر هم نظر بدید، کار خودمه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 دی1390ساعت 11:23 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
مبادا حواسم پرت شود.! زندگی موضوع ظریفی ست که نیاز به دقت دارد، مثل...
----------------------------------- پ.ن: خداییش زنده ایم، یا زندگی می کنیم؟ کدوم؟؟ پ.ن2: چرا زندگی رو سَرسری می گیریم؟ شاید دیر بشه ها |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 آذر1390ساعت 10:44 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
این پست فقط برای عرض ارادت به آقا ابالفضل است، همین.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 آذر1390ساعت 10:36 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
سلام
دلم می سوزد وقتی می بینم هر سال فقط سینه می زنیم و به درون سینه مان کاری نداریم. سینه زنی های اینجوری، برای من مث جارو کشیدن روی فرشی می ماند که زیرش پر از گرد و خاک و آشغال است. کاش برای یک بار هم که شده فرش دلمان را ببریم یک جای دنج و خوب بتکانیمش. کاش... -------------------- پ.ن: یا حسین(ع) پ.ن2: کاش بشود که بهتر شویم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 آذر1390ساعت 10:31 توسط عبدالحسين عبدي |
|
![]() دلم خوش است به اینکه.... -------------------------- پ.ن: دلمون به چی خوشه؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 آذر1390ساعت 11:33 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
مشکل شهر های شلوغ این است که کمتر می توانی با خودت خلوت کنی.
ولی نقطه قوت قم این است که جائی برای درد دل دارد به نام آستانه مقدسه حضرت معصومه(س). ------------------------------------ پ.ن: راستی یک سوال، تا خدا چند قدم راه مانده است؟ کسی می داند؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 مهر1390ساعت 19:39 توسط عبدالحسين عبدي |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نای نی |
| درباره نای نی |
وبلاگ ناي ني براي بازگو كردن خيلي از دغدغه هاي من هست كه دوس دارم ديگران هم بشنوند.
چون مطمئنم بايد ديگران بشنوند و بفهمند. «فقط سعي نكن كاري رو انجام بدي، اون كار رو انجام بده» |
| آرشیو موضوعی |
|
نوای دل نوای دیگران نقش نوا |
| برچسبها |
|
مادر (2) تولد (1) دلم گرفته (1) معلم (1) پپ گواردیولا (1) نجفی (1) غروب شد نیامدی (1) بی سر و ته (1) دیالوگ به یاد ماندنی (1) تیکی تاکا (1) |
|
RSS
|